السيد الخميني
262
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
شرح : بعضى گفتهاند كه مراد از « ناس » در مثل اين حديث شريف ، كاملين از قبيل انبيا و اوليا و اوصيا ، است ؛ و در حقيقت آنها ناس هستند و ساير مردم « نسناس » « 1 » . چنانچه در احاديث است « 2 » . و اين وجهى ندارد . بلكه مناسب مقام اين است كه در اينجا عموم مردم اراده شود ؛ چنانچه وجهش پرواضح است . و از احاديث اين باب كافى نيز استفاده شود . و اگر در حديثى وارد باشد كه « ناس » كاملين باشند ، نه آن است كه هر جا كه اين كلمه وارد شد مراد آنهاست . و « بلاء » اختبار و امتحان است ؛ و در نيك و بد استعمال شود . چنانچه اهل لغت تصريح كردهاند . جوهرى گويد در صحاح : « وَالْبَلاءُ الاخْتِبارُ يَكُونُ بِالْخَيْرِ وَالشَرِّ . يُقالُ : أَبْلاهُ اللَّه بَلاءً حَسَناً وَأبلَيْتُهُ مَعْرُوفاً » « 3 » . و حق تعالى نيز فرمايد : بَلاءً حَسَناً « 4 » . بالجمله ، هر چه حق جلّ جلاله به آن بندگان خود را امتحان فرمايد بلا و ابتلاست ؛ چه از قبيل امراض و اسقام و فقر و ذلت و ادبار دنيا باشد ، يا مقابلات آنها ؛ كه بسا باشد كه انسان به كثرت جاه و اقتدار و مال و منال و رياست و عزت و عظمت امتحان شود . ولى هر وقت « بلا » يا « بليه » يا « ابتلا » يا امثال آنها مطلق ذكر شود ، منصرف به قسم اوّل شود . و « أمْثل » به معنى اشرف و افضل است . يُقالُ : هذا أَمْثَلُ مِنْ هذا . أَيْ أَفْضَلُ وَأَدْنى إلَى الْخَيْرِ . وَأَماثِلُ النّاسِ ، خِيارُهُمْ « 5 » . پس معنى « ثم الأمثل فالأمثل » چنان آيد كه هر كس پس از اوصيا افضل و نيكوتر است ، بلاى او سختتر از سايرين باشد ؛ و هر كس پس از آنها افضل است ، بلايش از ديگران بيشتر است . و درجات كثرت ابتلا به مقدار و بر وزان
--> ( 1 ) - ر . ك : مرآة العقول ، ج 9 ، ص 321 . ( 2 ) - الكافي ، ج 8 ، ص 244 ، حديث 339 ؛ تفسير فرات الكوفى ، ص 64 . ( 3 ) - الصحاح ، ج 6 ، ص 2285 ، مادهء « بلا » . ( 4 ) - الأنفال ( 8 ) : 17 . ( 5 ) - گفته مىشود : اين يك « امثل » از آن ديگرى است . يعنى از آن برتر و به خوبى نزديكتر است . و « اماثلالناس » يعنى نيكان و برگزيدگان مردم . ( النهاية ، ابن الاثير ، ج 4 ، ص 296 ، مادهء « مثل » ؛ لسان العرب ، ج 13 ، ص 23 ، مادهء « مثل » )